تبليغاتX
دلدادگان
دلدادگان
اَلهُمَ اکشِف هذِهِ الغُمَّه عَن هذِهِ الاُمـَّه بِحُضُورِه و عَجِّل لنا ظُهُورَه
با سلام مجدد

تا حالا فکر کردن درباره روز جمعه ؟ به چی ؟ الان می گم .

صبح های جمعه ادم سر حال و شادمان هست این شادی بی خود نیست اما وقتی نزدیک ظهر جمعه

می شیم و عصر از راه می رسه یک حس غریب تو دل ادم خونه می کنه اونوقت که :

     تو همون حس غریبی که همیشه با منی        تو بهونه هر عاشق واسه زنده بودنی

       تو امید انتظاری تو دلای نا امید                مثل دیدن ستاره تو شبهای ناپدید

اره صبح جمعه چشم ها به راه و گوش ها اماده شنیدن ندای منادی هستند و شادمان و منتظر تا از راه

برسد و لی زمانی که به عصر جمعه می رسیم این حس غریب در دلمان تنگی و در گلویمان بغض ایجاد

می کند . اری منجی بشریت این جمعه هم نیامد ..........................

گون ساییب جمعه دیگر اولسون ...........................

نوشته شده در تاريخ جمعه 24 فروردین1386 توسط حامد |
Blog Skin